موقعیت دشواری که در آن باید میان گزینههایی انتخاب کرد که هرکدام عیب یا پیامد مهمی دارند
مثالهای طبیعی
Sie steht vor dem Dilemma, Karrierechancen und Familienzeit miteinander abzuwägen.
او با دوراهیِ سنجیدن فرصتهای شغلی و وقت خانواده روبهروست.
Das Unternehmen steckt in einem Dilemma zwischen niedrigen Kosten und hoher Qualität.
شرکت میان هزینهٔ پایین و کیفیت بالا در یک دوراهی قرار گرفته است.
Das Dilemma besteht darin, heute zu sparen und gleichzeitig dringend zu investieren.
معضل این است که هم امروز باید پسانداز کرد و هم فوراً سرمایهگذاری لازم است.
