diplomatischer Vertreter
C2اسمسفیر، یلچی، سفیر یلچی
JadoLearn Dictionary
diplomatischer Vertreter یعنی سفیر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سفیر، یلچی، سفیر یلچی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سفیر، یلچی، عضو انجمن
سفیر، یلچی
سفیر، یلچی
سفیر، یلچی
سفیر، یلچی
سفیر، یلچی
سفیر، یلچی، مامور سیاسی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.