معنی ۱neutral · 90%
مدیر یا رئیس مرد یک سازمان یا مؤسسه
مثالهای طبیعی
Der Direktor begrüßt die neuen Schüler.
مدیر از دانشآموزان جدید استقبال میکند.
Der Direktor nimmt an der Sitzung teil.
مدیر در جلسه شرکت میکند.
Der Direktor leitet die gesamte Einrichtung.
مدیر کل مؤسسه را اداره میکند.
نکتهٔ کاربردی
شکل مؤنث Direktorin و جمع Direktoren است.
ترکیبهای رایج
— مدیر مدرسه

