معنی ۱neutral · 90%
مکانی که مردم عصر یا شب برای رقصیدن با موسیقی به آن میروند
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
دیسکو
Հայերեն
դիսկոտեկ
diskotek
مثالهای طبیعی
Wir gehen heute Abend in die Disco.
ما امشب به دیسکو میرویم.
Die Disco öffnet um zehn Uhr.
دیسکو ساعت ده باز میشود.
In der Disco tanzen viele Leute.
