اعتبار یا حیثیت یک فرد، نهاد یا دیدگاه را تضعیف کردن
مثالهای طبیعی
Ein einzelner Fehler diskreditiert nicht automatisch die gesamte Studie.
یک خطا بهتنهایی کل مطالعه را خودکار بیاعتبار نمیکند.
Die Kampagne versuchte, die unabhängigen Medien als unglaubwürdig zu diskreditieren.
کارزار تلاش کرد رسانههای مستقل را غیرقابلاعتماد جلوه دهد و بیاعتبار کند.
Wer interne Kritik pauschal diskreditiert, schwächt langfristig die Fehlerkultur.
کسی که انتقاد داخلی را بهطور کلی بیاعتبار میکند، در بلندمدت فرهنگ یادگیری از خطا را تضعیف میکند.
نکتهٔ کاربردی
به diffamieren نزدیک است، اما diskreditieren بیشتر بر اعتبار و مشروعیت تمرکز دارد و فقط حیثیت شخصی را هدف نمیگیرد.
