ناهمخوانی یا فاصلهٔ قابلتوجه میان دو گفته، مقدار، انتظار یا واقعیت
مثالهای طبیعی
Zwischen den gemeldeten Umsätzen und den Kontodaten besteht eine erhebliche Diskrepanz.
میان درآمد گزارششده و دادههای حساب بانکی مغایرت قابلتوجهی وجود دارد.
Die Diskrepanz zwischen geäußerter Zustimmung und tatsächlichem Verhalten ist auffällig.
ناهمخوانی میان موافقت اعلامشده و رفتار واقعی چشمگیر است.
Eine Diskrepanz zwischen Planung und Ressourcen führte zu Verzögerungen.
ناهماهنگی میان برنامهریزی و منابع باعث تأخیر شد.
نکتهٔ کاربردی
برای نامبردن دو سوی ناهمخوانی اغلب با zwischen + داتیو میآید.
