Dispersion
C2اسمپاشیدگی، تفرق، پراکنش
JadoLearn Dictionary
Dispersion یعنی پاشیدگی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پاشیدگی، تفرق، پراکنش
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پاشیده شدن، پخش شدن، پریشان کردن
نثار، پخش، پراکندگی
پاشیده شدن، پخش شدن، پریشان کردن
کارمندی، استخدام، کارگزینی
پاشیدگی
تفرق، پراکنش، تلاشی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.