آموزه یا اصلی که معتبر و قطعی دانسته میشود و مورد پرسش قرار نمیگیرد
مثالهای طبیعی
Die Theorie darf nicht zum Dogma werden, das jede Gegenposition ausschließt.
این نظریه نباید به دگمی تبدیل شود که هر دیدگاه مخالفی را کنار میزند.
Das Dogma wurde in der Kirchengeschichte über Jahrhunderte unterschiedlich ausgelegt.
این آموزه در طول قرنهای تاریخ کلیسا به شکلهای متفاوتی تفسیر شده است.
Die Vorgabe wird intern fast wie ein Dogma behandelt, obwohl sich die Bedingungen geändert haben.
در داخل سازمان با این دستور تقریباً مثل یک اصل تغییرناپذیر برخورد میشود، با اینکه شرایط عوض شده است.
