معنی ۱neutral · 88%
مردی که شغلش درمان افراد بیمار یا آسیبدیده است
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
دکتر
Հայերեն
բժիշկ
bzhishk
مثالهای طبیعی
Ich muss heute zum Doktor gehen.
من باید امروز پیش دکتر بروم.
Ist der Doktor jetzt da?
آیا دکتر الان اینجاست؟
Der Doktor sagt, ich brauche Ruhe.
