محل ثابت سکونت، فعالیت تجاری یا استقرار رسمی، بهویژه در زبان رسمی یا حقوقی.
مثالهای طبیعی
Das Unternehmen verlegte sein rechtliches Domizil nach Zürich.
شرکت اقامتگاه حقوقی خود را به زوریخ منتقل کرد.
Nach Jahren im Ausland wählte die Schriftstellerin Wien zu ihrem Domizil.
نویسنده پس از سالها زندگی در خارج، وین را بهعنوان محل اقامت خود برگزید.
Für die Zustellung ist das im Register angegebene Domizil maßgeblich.
برای ابلاغ، اقامتگاهی که در ثبت رسمی آمده ملاک است.
نکتهٔ کاربردی
در زبان روزمره معمولاً Wohnsitz، Wohnung یا Sitz رایجتر است؛ Domizil لحن رسمی یا حقوقی دارد.
