بهکارگیری ناسازگارِ معیارهای اخلاقی متفاوت برای افراد یا موقعیتهای قابل مقایسه.
مثالهای طبیعی
Kritiker werfen der Organisation Doppelmoral im Umgang mit Interessenkonflikten vor.
منتقدان سازمان را در برخورد با تعارض منافع به استاندارد دوگانه متهم میکنند.
Wenn Führungskräfte Ausnahmen für sich beanspruchen, entsteht schnell der Eindruck von Doppelmoral.
وقتی مدیران برای خود استثنا قائل میشوند، بهسرعت تصور استاندارد دوگانه شکل میگیرد.
Die Debatte drehte sich weniger um Regeln als um die wahrgenommene Doppelmoral.
بحث کمتر درباره قوانین و بیشتر درباره استاندارد دوگانهای بود که احساس میشد.
