پررویی و وقاحتی که حد احترام یا انصاف را نادیده میگیرد.
مثالهای طبیعی
Seine Dreistigkeit machte jede sachliche Diskussion unmöglich.
وقاحت او هر گفتوگوی منطقی را ناممکن کرد.
Sie besaß die Dreistigkeit, den Betrug noch zu leugnen.
او آنقدر پررو بود که حتی کلاهبرداری را انکار کرد.
Ich war über diese Dreistigkeit schlicht sprachlos.
از این همه پررویی واقعاً زبانم بند آمده بود.
نکتهٔ کاربردی
در معنی ویژگی اخلاقی معمولاً مفرد است.
