معنی ۱formal · 82%
چیزی را با تأکید و پافشاری خواستن.
مثالهای طبیعی
Die Mieter drangen auf eine schnelle Reparatur der Heizung.
مستأجران بر تعمیر سریع سیستم گرمایش پافشاری کردند.
Der Betriebsrat drang auf ein Gespräch mit der Leitung.
شورای کار بر گفتوگو با مدیریت اصرار کرد.
Die Ärztin hatte darauf gedrungen, einen Spezialisten hinzuzuziehen.
پزشک اصرار کرده بود که با متخصصی مشورت کنند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا معمولاً با auf و آکوزاتیو میآید؛ در پرفکت haben میگیرد، اما معنای حرکت با sein است.
درس کوتاه: dringen
چیزی را با تأکید و پافشاری خواستن. در این معنا معمولاً با auf و آکوزاتیو میآید؛ در پرفکت haben میگیرد، اما معنای حرکت با sein است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «dringen» مطابقت دارد؟
