میزان فوریت یک موضوع، یعنی اینکه تا چه حد تأخیر را نمیپذیرد و اقدام سریع میطلبد.
مثالهای طبیعی
Die Vorsitzende betonte die Dringlichkeit einer schnellen Einigung.
رئیس جلسه بر فوریت رسیدن به توافقی سریع تأکید کرد.
Angesichts steigender Fallzahlen gewann die Reform zusätzlich an Dringlichkeit.
با افزایش تعداد موارد، اصلاحات فوریت بیشتری پیدا کرد.
Wir bewerten die Aufgaben nach Wirkung und Dringlichkeit.
ما وظایف را بر اساس اثرگذاری و فوریت ارزیابی میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
Dringlichkeit به نیاز به اقدام سریع اشاره دارد، نه صرفاً مهمبودن موضوع.
