عمداً توان، مقدار، سرعت یا شدت چیزی را کاهش دادن.
مثالهای طبیعی
Der Betreiber musste die Leistung des Kraftwerks vorübergehend drosseln.
بهرهبردار مجبور شد توان نیروگاه را موقتاً کاهش دهد.
Mehrere Hersteller drosseln wegen schwacher Nachfrage ihre Produktion.
چند تولیدکننده بهدلیل تقاضای ضعیف تولید خود را کاهش میدهند.
Der Anbieter drosselt die Datenrate nach Überschreiten des Limits.
ارائهدهنده پس از عبور از سقف، نرخ داده را محدود میکند.
نکتهٔ کاربردی
drosseln یعنی کاهش کنترلشده و لزوماً به معنای متوقفکردن کامل نیست.
