معنی ۱neutral · 90%
اجازه داشتن کاری را انجام دادن
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
اجازه داشتن
Հայերեն
թույլատրված լինել
tuylatrvats linel
مثالهای طبیعی
Darf ich kurz hinausgehen?
اجازه دارم یک لحظه بیرون بروم؟
Hier darf man nicht fotografieren.
اینجا اجازهٔ عکس گرفتن ندارید.
Wir durften gestern länger spielen.
