معنی ۱neutral · 82%
وضعیتی که در آن نور کم یا اصلاً وجود ندارد.
مثالهای طبیعی
Bei Dunkelheit schaltete der Radfahrer sein Licht ein.
دوچرخهسوار در تاریکی چراغش را روشن کرد.
Die Dunkelheit brach herein, bevor wir das Dorf erreichten.
پیش از رسیدنمان به روستا، تاریکی فرا رسید.
Eine Laterne half ihr, die Dunkelheit zu durchqueren.
فانوسی به او کمک کرد از تاریکی عبور کند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مؤنث است و در معنای نبود نور معمولاً مفرد میآید؛ ترکیب in die Dunkelheit رایج است.
درس کوتاه: Dunkelheit
وضعیتی که در آن نور کم یا اصلاً وجود ندارد. این اسم مؤنث است و در معنای نبود نور معمولاً مفرد میآید؛ ترکیب in die Dunkelheit رایج است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Dunkelheit» مطابقت دارد؟
