چیزی را غیرمستقیم فهماندن یا القا کردن، بدون اینکه صریحاً بیان شود.
مثالهای طبیعی
Die Ministerin ließ durchblicken, dass weitere Maßnahmen folgen könnten.
وزیر تلویحاً فهماند که ممکن است اقدامات بیشتری در راه باشد.
Im Gespräch ließ er seine Unzufriedenheit deutlich durchblicken.
او در گفتوگو نارضایتیاش را بهوضوح تلویحاً نشان داد.
Die Gegenseite ließ eine gewisse Kompromissbereitschaft durchblicken.
طرف مقابل تا حدی آمادگی برای مصالحه را تلویحاً نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
durchblicken lassen از بیان صریح ضعیفتر است و بر انتقال غیرمستقیم معنا تأکید دارد.
