durchlaufen
C1فعلگدار، عبور کردن، مرور کردن
JadoLearn Dictionary
durchlaufen یعنی گدار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گدار، عبور کردن، مرور کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گدار، عبور کردن، مرور کردن
مقاومت کردن، ایستادگی کردن، استقامت بخرج دادن
ثمر، محصول دادن، بیرون دادن
درد کشیدن، دچار شدن، رنج دیدن
درد کشیدن، دچار شدن، رنج دیدن
جیز شمردن، اذن دادن، اجازه دادن
پته، پروانه، مجاز کردن
ثمر، محصول دادن، بیرون دادن
پی بندی کردن، تکیه گاه، نگاهداری
بیشتر دوام آوردن، بر زیستن، زنده ماندن
ثمر، محصول دادن، بیرون دادن
راهنمایی کردن، راهنما، راهبر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.