معنی ۱neutral · 90%
میانگین چند مقدار
مثالهای طبیعی
Der Durchschnitt liegt bei achtzig Punkten.
میانگین هشتاد امتیاز است.
Sein Gehalt liegt über dem Durchschnitt.
حقوق او بالاتر از میانگین است.
Im Durchschnitt regnet es hier wenig.
بهطور میانگین اینجا باران کمی میبارد.
نکتهٔ کاربردی
im Durchschnitt ترکیب رایجی به معنی «بهطور میانگین» است.
ترکیبهای رایج
— بهطور میانگین

