معنی ۱neutral · 90%
گروه یا مقدار دوازدهتایی
مثالهای طبیعی
Ich kaufe ein Dutzend Eier.
یک دوجین تخممرغ میخرم.
Etwa ein Dutzend Gäste sind schon da.
حدود دوازده مهمان آمدهاند.
Wir brauchen zwei Dutzend Gläser.
به دو دوجین لیوان نیاز داریم.
نکتهٔ کاربردی
ein Dutzend برابر دوازده است.
ترکیبهای رایج
ein Dutzend — یک دوجین

