معنی ۱neutral · 90%
دارای انرژی، تغییر فعال یا رشد سریع
مثالهای طبیعی
Das Unternehmen bietet ein dynamisches Umfeld mit schnellen Entscheidungswegen.
شرکت محیطی پویا با روند تصمیمگیری سریع ارائه میدهد.
Der Markt entwickelt sich derzeit besonders dynamisch.
بازار در حال حاضر بهویژه پویا در حال رشد است.
Sie wirkt offen, dynamisch und bereit, neue Verantwortung zu übernehmen.
او فردی باز، پویا و آمادهٔ پذیرفتن مسئولیت جدید به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
در بافت حرفهای dynamisch اغلب بار مثبت دارد، اما میتواند صرفاً تغییر سریع را هم توصیف کند.
