محل یا نقطهای که دو ضلع، دیوار یا خیابان به هم میرسند
مثالهای طبیعی
Der Stuhl steht in der Ecke.
صندلی در گوشه قرار دارد.
Die Apotheke ist an der nächsten Ecke.
داروخانه سرِ نبش بعدی است.
Ich warte an der Ecke vor dem Café.
من سرِ نبش جلوی کافه منتظر میمانم.
نکتهٔ کاربردی
برای چیزی که داخل گوشه قرار دارد معمولاً in der Ecke و برای نبش خیابان معمولاً an der Ecke به کار میرود. um die Ecke میتواند «آن طرفِ گوشه» یا «همین نزدیکی» معنی دهد.

