معنی ۱neutral · 82%
چنان مؤثر که نتیجهٔ مطلوب یا اثری محسوس ایجاد شود.
مثالهای طبیعی
Die neue Kampagne war effektiv und brachte mehr Besucher.
کارزار تازه مؤثر بود و بازدیدکنندگان بیشتری آورد.
Dieser Schutz ist auch bei starkem Wind effektiv.
این محافظت حتی در باد شدید هم مؤثر است.
Ein kurzes Gespräch erwies sich als effektiv.
گفتوگویی کوتاه مؤثر از آب درآمد.
نکتهٔ کاربردی
Effektiv بر نتیجه یا اثر تأکید میکند؛ effizient علاوه بر آن استفادهٔ بهینه از زمان یا منابع را میرساند.
درس کوتاه: effektiv
چنان مؤثر که نتیجهٔ مطلوب یا اثری محسوس ایجاد شود. Effektiv بر نتیجه یا اثر تأکید میکند؛ effizient علاوه بر آن استفادهٔ بهینه از زمان یا منابع را میرساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «effektiv» مطابقت دارد؟
