معنی ۱neutral · 90%
مهم نبودن یا فرقی نداشتن
مثالهای طبیعی
Mir ist egal, wo wir essen.
برایم فرقی ندارد کجا غذا بخوریم.
Ob wir fahren oder fliegen, ist mir egal.
برایم فرقی ندارد با ماشین برویم یا پرواز کنیم.
Welche Farbe möchtest du? Egal.
چه رنگی میخواهی؟ فرقی ندارد.
نکتهٔ کاربردی
شخص اغلب در Dativ میآید: mir egal، dir egal، ihm egal.
ترکیبهای رایج
— برایم فرقی ندارد.
