معنی ۱neutral · 90%
پیش از اینکه رویداد دیگری رخ دهد
مثالهای طبیعی
Ruf mich an, ehe du losfährst.
قبل از حرکت به من زنگ بزن.
Prüfe alles, ehe du die Datei sendest.
پیش از ارسال فایل همهچیز را بررسی کن.
Ich lese, ehe ich schlafen gehe.
قبل از خواب مطالعه میکنم.
نکتهٔ کاربردی
فعل صرفشده در جملهٔ ehe در پایان میآید.
