انجامدهندهٔ کاری داوطلبانه که معمولاً بابت آن دستمزد دریافت نمیکند.
مثالهای طبیعی
Sie arbeitet ehrenamtlich in einem Tierheim.
او در پناهگاه حیوانات داوطلبانه کار میکند.
Der ehrenamtliche Trainer betreut die Jugendmannschaft.
مربی داوطلب از تیم نوجوانان مراقبت میکند.
Viele Menschen engagieren sich ehrenamtlich im Stadtteil.
افراد زیادی در محلهٔ خود فعالیت داوطلبانه دارند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب پیش از نام نقش یا شخص میآید. به خدمت داوطلبانه در یک مسئولیت اشاره دارد، نه هر لطف بیمزد.
درس کوتاه: ehrenamtlich
انجامدهندهٔ کاری داوطلبانه که معمولاً بابت آن دستمزد دریافت نمیکند. اغلب پیش از نام نقش یا شخص میآید. به خدمت داوطلبانه در یک مسئولیت اشاره دارد، نه هر لطف بیمزد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «ehrenamtlich» مطابقت دارد؟
