معنی ۱formal · 85%
فردی که عقیدهای را با شور افراطی و تحملناپذیری نسبت به مخالفان پیگیری میکند.
مثالهای طبیعی
Religiöse Eiferer störten die öffentliche Lesung.
متعصبان مذهبی جلسهٔ کتابخوانی عمومی را مختل کردند.
Der Kommentator warnte vor politischen Eiferern auf beiden Seiten.
تحلیلگر دربارهٔ متعصبان سیاسی هر دو طرف هشدار داد.
Nicht jeder engagierte Aktivist ist ein Eiferer.
هر کنشگر متعهدی متعصب افراطی نیست.
نکتهٔ کاربردی
نکوهش متعصببودن است، نه صرفاً متعهدبودن.
