منطقهای دورافتاده، کمجمعیت و معمولاً خشک یا خالی که سکونت و فعالیت کمی در آن وجود دارد.
مثالهای طبیعی
Hinter dem Dorf begann eine kilometerweite Einöde.
پشت روستا برهوتی چند کیلومتری آغاز میشد.
Der Roman schildert das Leben in einer trostlosen Einöde.
رمان زندگی در برهوتی دلگیر را توصیف میکند.
Ohne Auto fühlt sich die Gegend wie eine Einöde an.
بدون ماشین، این منطقه مثل برهوت به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
Einöde بار ارزشی و تصویری دارد؛ برای توصیف خنثی جغرافیایی، abgelegene Gegend یا dünn besiedeltes Gebiet مناسبتر است.
