برای کسی بار یا مانع سنگینی بودن که پیشرفت یا آزادی او را محدود میکند.
مثالهای طبیعی
Die alten Schulden sind dem Unternehmen weiterhin ein Klotz am Bein.
بدهیهای قدیمی همچنان برای شرکت دستوپاگیرند.
Die veraltete Software ist dem Team inzwischen ein Klotz am Bein.
نرمافزار قدیمی حالا برای تیم به مانعی دستوپاگیر تبدیل شده است.
Er empfand die ständige Verpflichtung zunehmend als Klotz am Bein.
او این تعهد دائمی را هرچه بیشتر باری دستوپاگیر میدید.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت مجازی و نسبتاً محاورهای است و اگر درباره افراد به کار رود میتواند توهینآمیز باشد.
