فرایند رسمی فراخواندن افراد به جلسه، نهاد یا خدمت اجباری.
مثالهای طبیعی
Die Einberufung des Ausschusses erfolgte auf Antrag der Opposition.
فراخوان کمیته به درخواست مخالفان انجام شد.
Die Einberufung zum Wehrdienst wurde ihm schriftlich mitgeteilt.
فراخوان او برای خدمت نظامی بهصورت کتبی ابلاغ شد.
Für die Einberufung der Versammlung gelten feste Fristen.
برای فراخوان مجمع مهلتهای مشخصی وجود دارد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه لحن اداری و حقوقی دارد؛ برای جلسههای عادی معمولاً Einladung یا Zusammenrufen طبیعیتر است.
