مهار یا محدودسازی یک روند نامطلوب برای کاهش گسترش آن.
مثالهای طبیعی
Die Eindämmung des Virus bleibt das wichtigste kurzfristige Ziel.
مهار ویروس همچنان مهمترین هدف کوتاهمدت است.
Zur Eindämmung der Ausgaben wurden mehrere Projekte verschoben.
برای مهار هزینهها چند پروژه به تعویق افتاد.
Die Eindämmung der Gewalt gelang erst nach zusätzlichen Schutzmaßnahmen.
مهار خشونت تنها پس از اقدامات حفاظتی بیشتر ممکن شد.
نکتهٔ کاربردی
Eindämmung معمولاً هدف یا فرایند مهار را نام میبرد و پدیدهٔ مورد مهار اغلب به صورت اضافی میآید.
