راهی به درون جایی یا مادهای باز کردن؛ گاهی بدون اجازه یا با زور وارد شدن.
مثالهای طبیعی
Nach dem Sturm drang Wasser durch das Dach ein.
پس از طوفان آب از سقف به داخل نفوذ کرد.
Ein Unbekannter drang nachts in das Lager ein.
فردی ناشناس شبانه به انبار نفوذ کرد.
Sonnenlicht dringt durch den Vorhang ins Zimmer ein.
نور خورشید از پرده به اتاق میتابد.
نکتهٔ کاربردی
فعلی قوی و جداشدنی با sein در زمان کامل: dringt ein, drang ein, ist eingedrungen. معمولاً با in یا durch و آکوزاتیو میآید.
درس کوتاه: eindringen
راهی به درون جایی یا مادهای باز کردن؛ گاهی بدون اجازه یا با زور وارد شدن. فعلی قوی و جداشدنی با sein در زمان کامل: dringt ein, drang ein, ist eingedrungen. معمولاً با in یا durch و آکوزاتیو میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «eindringen» مطابقت دارد؟
