معنی ۱neutral · 90%
برداشت یا نظری که از تجربهای شکل میگیرد
مثالهای طبیعی
Sie machte beim Gespräch einen guten Eindruck.
او در گفتوگو تأثیر خوبی گذاشت.
Mein erster Eindruck von der Stadt war positiv.
برداشت اولم از شهر مثبت بود.
Ich habe den Eindruck, dass etwas fehlt.
این برداشت را دارم که چیزی کم است.
نکتهٔ کاربردی
ساخت den Eindruck haben, dass... برای بیان برداشت رایج است.
ترکیبهای رایج
— تأثیر خوبی گذاشتن

