ناچار شدن به پذیرفتن واقعیت یا پیامدی ناخوشایند، با وجود دشوار بودن آن.
مثالهای طبیعی
Nach dem gescheiterten Auftrag musste die Firma eine bittere Pille schlucken.
پس از شکست قرارداد، شرکت ناچار شد واقعیت تلخی را بپذیرد.
Die knappe Niederlage war eine bittere Pille, die das Team schlucken musste.
شکست نزدیک، واقعیت تلخی بود که تیم مجبور شد بپذیرد.
Die höhere Rate ist eine bittere Pille, aber wir können sie bezahlen.
قسط بالاتر تلخ است، اما میتوانیم آن را پرداخت کنیم.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت مجازی است و پذیرشِ ناخواسته را بیان میکند، نه خوردن واقعی دارو.
