فرضی نادرست را درست پنداشتن و در نتیجه دچار اشتباه شدن.
مثالهای طبیعی
Wer daraus absolute Sicherheit ableitet, erliegt einem Irrtum.
هر کس از این موضوع قطعیت مطلق نتیجه بگیرد، دچار اشتباه است.
Die Regierung erlag dem Irrtum, der Konflikt werde rasch enden.
دولت دچار این تصور غلط شد که درگیری سریع پایان مییابد.
Sie erlagen dem Irrtum, Erfahrung könne jede Vorbereitung ersetzen.
آنها به اشتباه تصور کردند تجربه میتواند جای همهٔ آمادگیها را بگیرد.
نکتهٔ کاربردی
فعل erliegen داتیو میگیرد: einem Irrtum erliegen. اسم مفعول آن erlegen است و زمان کامل با sein ساخته میشود.
