در مسیر یا برنامه، برای مدت کوتاه از جایی که مقصد اصلی نیست دیدن کردن.
مثالهای طبیعی
Auf dem Rückweg machten wir noch einen Abstecher nach Bamberg.
در راه برگشت یک سر هم به بامبرگ زدیم.
Vor dem Flug machte sie einen Abstecher zu einem Kunden in der Innenstadt.
پیش از پرواز، یک سر به مشتریای در مرکز شهر زد.
Wenn wir Zeit haben, machen wir einen Abstecher an den See.
اگر وقت داشته باشیم، یک سر به دریاچه میزنیم.
نکتهٔ کاربردی
Abstecher معمولاً کوتاه و فرعی است؛ برای توقف برنامهریزیشدهٔ طولانیتر، Zwischenstopp مناسبتر است.
