چیزی را با وارد کردن گوه از هم باز کردن یا بهصورت مجازی یکپارچگی موجود را شکاف دادن.
مثالهای طبیعی
Der Handwerker trieb vorsichtig einen Keil in das gespannte Holz.
نجار با احتیاط گوهی در چوب تحت فشار فرو کرد.
Der Streit trieb einen Keil in die bislang geschlossene Gruppe.
اختلاف در گروهی که تا آن زمان متحد بود شکاف انداخت.
Solche Vorwürfe können einen Keil in die Koalition treiben.
چنین اتهامهایی میتواند در ائتلاف شکاف ایجاد کند.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد مجازی، Keil نماد شکاف و جدایی فزاینده است؛ پس از in به دلیل جهت حرکت، آکوزاتیو میآید.
