کسی یا چیزی را خیلی زیاد دوست داشتن و علاقهای آشکار و ویژه به آن نشان دادن.
مثالهای طبیعی
Die Großmutter hat an ihrem jüngsten Enkel einen Narren gefressen.
مادربزرگ دلبستگی ویژهای به نوهٔ کوچکترش دارد.
Der Chef hat an diesem Projekt offenbar einen Narren gefressen.
رئیس ظاهراً علاقهٔ عجیبی به این پروژه دارد.
Sie hat an dem alten Kater einen Narren gefressen und verwöhnt ihn ständig.
او به آن گربهٔ پیر خیلی دلبسته است و مدام لوسش میکند.
نکتهٔ کاربردی
فرد یا چیزی که مورد علاقه است معمولاً با an + داتیو میآید.
