با اشارهای کوتاه یا نشانهای غیرمستقیم به کسی فهماندن که چه منظوری وجود دارد.
مثالهای طبیعی
Sie gab mir einen Wink, das Thema nicht weiter zu verfolgen.
او با اشاره فهماند موضوع را بیشتر ادامه ندهم.
Der Regisseur gab den Schauspielern einen Wink zum Beginn.
کارگردان با اشاره به بازیگران علامت شروع داد.
Kannst du mir wenigstens einen Wink geben, worum es geht?
میتوانی دستکم یک اشاره بدهی که موضوع چیست؟
نکتهٔ کاربردی
Wink میتواند اشارهٔ بدنی یا سرنخ مجازی باشد و دریافتکننده با داتیو میآید.
