دچار فروپاشی شدید جسمی یا روانی شدن که عملکرد عادی را بهطور جدی مختل کند.
مثالهای طبیعی
Nach Wochen ohne Erholung erlitt er einen körperlichen Zusammenbruch.
پس از هفتهها بدون استراحت، دچار فروپاشی جسمی شد.
Sie erlitt nach der Krise einen psychischen Zusammenbruch und brauchte professionelle Hilfe.
او پس از بحران دچار فروپاشی روانی شد و به کمک تخصصی نیاز داشت.
Der Künstler erlitt während der Tournee einen Zusammenbruch und sagte mehrere Termine ab.
هنرمند در جریان تور دچار فروپاشی شد و چند برنامه را لغو کرد.
نکتهٔ کاربردی
erleiden تأکید میکند که فروپاشی رویدادی منفی است که برای فرد رخ میدهد.
