معنی ۱neutral · 90%
از یک طرف؛ برای معرفی یک سوی مقایسه یا تضاد
مثالهای طبیعی
Einerseits ist die Wohnung günstig, andererseits sehr klein.
از یک طرف آپارتمان ارزان است، از طرف دیگر خیلی کوچک است.
Einerseits gefällt mir die Arbeit, andererseits ist sie stressig.
از یک طرف کار را دوست دارم، از طرف دیگر پراسترس است.
Einerseits spart der Zug Zeit, andererseits kostet er mehr.
از یک طرف قطار در وقت صرفهجویی میکند، از طرف دیگر گرانتر است.
نکتهٔ کاربردی
این ساخت جفتی برای مقایسهٔ دو جنبه مناسب است.
