با تأکید مطالبه کردن که حق، تعهد یا مطالبهای موجود واقعاً اجرا شود.
مثالهای طبیعی
Die Beschäftigten fordern die zugesagten Pausen konsequent ein.
کارکنان استراحتهای وعدهدادهشده را قاطعانه مطالبه میکنند.
Die Opposition fordert mehr Transparenz von der Regierung ein.
مخالفان شفافیت بیشتری از دولت مطالبه میکنند.
Der Kunde kann die vertraglich zugesicherte Leistung einfordern.
مشتری میتواند خدمت تضمینشده در قرارداد را مطالبه کند.
نکتهٔ کاربردی
einfordern از bitten قویتر است و معمولاً وجود حق یا انتظار موجه را فرض میکند. این فعل جداشدنی است.
