معنی ۱neutral · 90%
اطلاعات اولیه دربارهٔ یک موضوع، یا آغاز استفاده از چیزی جدید
مثالهای طبیعی
Der Kurs beginnt mit einer kurzen Einführung.
دوره با یک مقدمهٔ کوتاه شروع میشود.
Die Einführung des Systems dauert zwei Wochen.
راهاندازی سیستم دو هفته طول میکشد.
Das Buch enthält eine Einführung in das Thema.
کتاب مقدمهای دربارهٔ موضوع دارد.
نکتهٔ کاربردی
برای «مقدمهای بر موضوع» ساخت in + Akkusativ رایج است.
ترکیبهای رایج
— مقدمهای بر یک موضوع

