Eingeborener
C1اسممحلی، بومی، بومی؛ از نخستین ساکنان
JadoLearn Dictionary
Eingeborener یعنی محلی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
محلی، بومی، بومی؛ از نخستین ساکنان
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بومی؛ از نخستین ساکنان
بومی؛ از نخستین ساکنان
محلی، بومی، بومی؛ از نخستین ساکنان
محلی، بومی، بومی؛ از نخستین ساکنان
محلی، بومی، بومی؛ از نخستین ساکنان
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
فرمانروای مطلق، دیکتاتور، فرمانروای مقتدر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.