اظهاری صریح که در آن فرد اشتباه، واقعیت یا مسئولیتی را میپذیرد.
مثالهای طبیعی
Seine Entschuldigung wurde als Eingeständnis politischen Versagens verstanden.
عذرخواهی او بهعنوان پذیرش شکست سیاسی تعبیر شد.
Das Eingeständnis entlastete die Ermittlungen erheblich.
این اعتراف روند تحقیقات را بسیار آسانتر کرد.
Das offene Eingeständnis des Fehlers stärkte das Vertrauen im Team.
پذیرش صریح اشتباه، اعتماد در تیم را تقویت کرد.
نکتهٔ کاربردی
Eingeständnis معمولاً دربارهٔ موضوعی ناخوشایند یا مسئولیتآور است و از یک پذیرش ساده رسمیتر است.
