فرایند ادغام یک فرد، گروه یا واحد سازمانی در ساختاری موجود.
مثالهای طبیعی
Die Eingliederung neuer Mitarbeitender wird durch Mentoring erleichtert.
ادغام کارکنان جدید با راهنمایی یک مربی آسانتر میشود.
Das Programm unterstützt die Eingliederung Geflüchteter in den Arbeitsmarkt.
این برنامه از ادغام پناهندگان در بازار کار حمایت میکند.
Die Eingliederung der Tochterfirma dauerte mehrere Monate.
ادغام شرکت تابعه چند ماه طول کشید.
نکتهٔ کاربردی
Eingliederung لحنی نهادی و اداری دارد؛ Integration گستردهتر و در زبان عمومی رایجتر است.
