eingrenzen
B1فعلانقسام، افراز، منطقه
JadoLearn Dictionary
eingrenzen یعنی انقسام. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
انقسام، افراز، منطقه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
محله، خطه، سرزمین
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
انقسام، افراز، منطقه
انقسام، افراز، منطقه
انقسام، افراز، منطقه
انقسام، افراز، منطقه
عاجز کردن، از کار انداختن، عاجز
خنثی کردن، خنثی نمودن، بی اثر کردن
نم زدن، مرطوب شدن، نمدار کردن
توطن کردن، تصفیه حساب کردن، تفریغ کردن
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.