einheimisch
C1صفتمحلی، بومی، محلی بومی
JadoLearn Dictionary
einheimisch یعنی محلی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
محلی، بومی، محلی بومی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
محلی، بومی
محلی، بومی، مقیم
محلی، بومی، مقیم
محلی، بومی
محلی، بومی، مقیم
محلی، بومی
اهل عمل، عملی، بکار خور
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.