فردی که در محل مورد بحث زندگی میکند یا اهل آنجاست و محلی محسوب میشود
مثالهای طبیعی
Wir fragten Einheimische nach ruhigen Restaurants außerhalb des Touristenzentrums.
از افراد محلی دربارهٔ رستورانهای آرام بیرون از مرکز توریستی پرسیدیم.
Viele Einheimische beteiligten sich an der Planung des neuen Parks.
بسیاری از ساکنان محلی در برنامهریزی پارک جدید مشارکت کردند.
Der Bericht zeigt, wie Einheimische und Besucher die Stadt unterschiedlich wahrnehmen.
گزارش نشان میدهد افراد محلی و بازدیدکنندگان شهر را متفاوت میبینند.
نکتهٔ کاربردی
چون صفتِ اسمشده است با حرف بزرگ نوشته میشود و مانند صفت صرف میشود: ein Einheimischer، eine Einheimische، die Einheimischen.
